پروفایل استاد - دانشگاه بوعلی سینا همدان
Assistant Professor
Update: 2026-05-21
Mohammad javad Dakami
Faculty of Humanities / Department of Islamic teachings
Master Theses
-
نقد و بررسی دیدگاه فارابی در خصوص اخلاق در مدینه فاضله با استفاده از کلام امام علی (ع)
2025بررسی ویژگیهای اخلاقی و فضایل انسانی همواره از موضوعات کلیدی در فلسفه اسلامی و اندیشه دینی بوده است. در این پژوهش، دیدگاه ابونصر فارابی، فیلسوف برجسته اسلامی، در خصوص ویژگیهای اخلاقی اهالی مدینۀ فاضله مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. مدینۀ فاضله در اندیشه فارابی، جامعهای آرمانی است که افراد آن به واسطه پرورش فضایل اخلاقی و عقلانی به سعادت حقیقی دست مییابند. این تحقیق تلاش کرده است با استفاده از سخنان امیر مؤمنان علی (ع) در نهجالبلاغه، به بررسی نقد دیدگاه فارابی درباره اخلاق در مدینۀ فاضله بپردازد و نقاط قوت و ضعف این دیدگاه را بر اساس آموزههای دینی شفاف سازد. اهمیت این پژوهش از آنجا ناشی میشود که فلسفه اخلاق فارابی، با تأکید بر فضایل نظری و عملی، ابعاد مختلفی از زندگی فردی و اجتماعی را دربرمیگیرد، اما ممکن است برخی جنبههای عملی و اجتماعی آن نیازمند بازنگری و تکمیل باشد. از سوی دیگر، آموزههای نهجالبلاغه، با رویکردی جامع به اخلاق و عدالت، میتواند ابعاد تکمیلی و عمیقتری را در تحلیل فضایل انسانی ارائه دهد. تلفیق این دو منبع، فرصت مناسبی برای توسعه فهم فلسفی و دینی از اخلاق و کاربرد آن در زندگی اجتماعی فراهم میآورد. هدف اصلی این تحقیق، بررسی دیدگاه ابونصر فارابی درباره ویژگیهای اخلاقی مدینۀ فاضله و تحلیل نقاط قوت و ضعف آن با بهرهگیری از سخنان نهجالبلاغه است. همچنین اهداف فرعی شامل شناخت دقیقتر اخلاق شهروندان و رهبران مدینۀ فاضله و شناسایی ویژگیهای اخلاقی در مدینههای متضاد با مدینۀ فاضله میباشد. برای تحقق این اهداف، روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعه منابع کتابخانهای و تحلیل محتوای نهجالبلاغه انتخاب شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که فارابی با تأکید بر فضایل اخلاقی مانند حکمت، عدالت، شجاعت و عفت، چارچوبی نظری برای تحقق سعادت فردی و اجتماعی فراهم کرده است. وی معتقد است که تحقق سعادت، تنها از طریق پرورش فضایل و همکاری جمعی امکانپذیر است و جامعهای که بر اساس این اصول شکل گیرد، مدینۀ فاضله نامیده میشود. نقش رهبر یا رئیس مدینه فاضله نیز بسیار حیاتی است؛ او باید حکیم، عادل و الگویی برای جامعه باشد تا بتواند جامعه را به سمت فضایل هدایت کند. با این حال، این دیدگاه، گرچه از عمق فلسفی بالایی برخوردار است، اما در ابعاد عملی، به ویژه در مواجهه با چالشهای اجتماعی، اقتصادی و روانی کمتر تبیین شده است. از سوی دیگر، سخنان امیر مؤمنان (ع) در نهجالبلاغه، با رویکردی کاملاً اخلاقی و دینی، علاوه بر تأکید بر فضایل اخلاقی، به مسائل عمیق انسانی و اجتماعی توجه دارد. امام علی (ع) عدالت، صداقت، رأفت، و مسئولیت اجتماعی را از ارکان اصلی اخلاق میداند و به نقش اساسی رهبری اخلاقی در مدیریت جامعه تأکید میکند. نهجالبلاغه همچنین به چالشها و آسیبهای اخلاقی در جامعه اشاره کرده و راهکارهایی برای مقابله با فساد و سقوط اخلاقی ارائه میدهد که میتواند به تکمیل دیدگاه فارابی کمک کند. این پژوهش، با بررسی همخوانیها و تفاوتهای دیدگاه فارابی و نهجالبلاغه، به این نتیجه رسیده است که نقاط قوت فارابی در تبیین فلسفی و ساختارمند فضایل اخلاقی، در ترکیب با آموزههای عملی و انسانی نهجالبلاغه میتواند یک نظام اخلاقی جامع و پویا را شکل دهد. این تلفیق امکان میدهد که نظریههای فلسفی به صورت کاربردیتر در زندگی فردی و اجتماعی پیاده شوند و پاسخگوی نیازهای پیچیده جامعه معاصر باشند. از جنبه نقاط ضعف، فارابی در برخی موارد بر بعد عقلانی و نظری اخلاق تأکید فراوان دارد و کمتر به ابعاد عاطفی و روانی انسانها پرداخته است، در حالی که آموزههای دینی امام علی (ع) به نیازهای عاطفی، روحی و روانی انسان توجه ویژه دارد. همچنین، چالشهای واقعی و پیچیدگیهای تعاملات اجتماعی در نظریه فارابی کمتر دیده شده است که میتواند با تحلیلهای نهجالبلاغه بهبود یابد. این نواقص درک محدودتری از اخلاق در عمل ایجاد میکند که نیازمند پژوهشهای تکمیلی و تلفیقی است. با توجه به این یافتهها، اهمیت این تحقیق در نشان دادن ضرورت تلفیق فلسفه اخلاق اسلامی با آموزههای دینی برای رسیدن به جامعهای اخلاقمدار و متعادل نهفته است. نتایج میتواند به سیاستگذاران، متفکران دینی، و فعالان اجتماعی کمک کند تا چارچوبی منسجمتر و عملیتر برای ترویج اخلاق در جامعه طراحی کنند. همچنین این پژوهش میتواند مبنایی برای تحقیقات آینده در زمینه فلسفه اخلاق و تأثیر آن بر توسعه اجتماعی و فرهنگی فراهم آورد. در پایان، مطالعه حاضر بر نقش اساسی اخلاق در تحقق سعادت فردی و اجتماعی تأکید کرده و نشان میدهد که برای ساختن جامعهای متعالی، باید از آموزههای فلسفی و دینی به صورت همزمان بهره گرفت. تأکید بر فضایل اخلاقی، عدالت، و رهبری اخلاقی، کلید دستیابی به مدینۀ فاضله واقعی است که آن را به عنوان هدف نهایی انسانها معرفی کردهاند. این پژوهش امید دارد که بتواند درک عمیقتری از مفاهیم اخلاقی اسلامی ارائه داده و گام مؤثری در جهت تقویت فرهنگ اخلاقی در جوامع معاصر بردارد.
-
نقد و بررسی نظریه سیاسی افلاطون با استفاده از سخنان امام علی (ع) در نهج البلاغه
2025این پژوهش به بررسی تطبیقی نظریه سیاسی افلاطون و سخنان امام علی (ع) در نهج البلاغه میپردازد. روش تحقیق توصیفی-تفسیری و تحلیل کیفی است و از منابع اصلی (آثار افلاطون و نهج البلاغه) و منابع فرعی (مقالات، کتابها و پژوهشهای مرتبط) بهرهگیری شده است. یافتهها حاکی از آن است که امام علی (ع) به اصولی نظیر عدالت و خردورزی که در فلسفه سیاسی افلاطون نیز تأکید شدهاند، پایبند است. اگرچه افلاطون و امام علی (ع) در اهداف حکمرانی تفاوت دارند؛ افلاطون حکومت را وسیلهای برای رسیدن به کمال عقلی میداند، در حالی که امام علی (ع) بر تأمین حقوق مردم و عدالت اجتماعی تمرکز دارد. همچنین، هر دو بر اهمیت انتخاب حکمرانان شایسته تأکید دارند، اما افلاطون به فیلسوفان به عنوان حکام اشاره میکند، در حالی که امام علی (ع) به کارگزاران متعهد و اخلاقی تأکید دارد. رویکرد عملی و انسانی امام علی (ع) به عدالت و حکومت، موجب میشود نظریه ایشان کاربردیتر و پاسخگوتر به نیازهای جامعه باشد. این پژوهش نشان میدهد که دیدگاههای امام علی (ع) و افلاطون اگرچه در برخی جنبهها همسو هستند، اما تفاوتهای اساسی در روش و نگرش دارند که بر اساس شرایط و نیازهای زمانه خود شکل گرفتهاند.
-
عوامل انگیزش اخلاقی در کلام امام علی (ع)
2025انگیزه یکی از مسائل مهم و پرکاربرد در زندگی انسان است که محرک او به سمت رسیدن به اهدافش می باشد درواقع انگیزه رفتاری است که جهت دارد وبه انسان نیرو وانرژی می دهد وبه معنی پیشرفت گام به گام در زندگی افراد است انسان ها معمولا انگیزه و علتی برای کارهایی که انجام می دهند دارند مانند دانش آموزی که درس می خواند که به جایگاه علمی خاصی برسد اما این انگیزه میتواند بیرونی یا درونی باشد که هر کدام تاثیر بسیار زیادی بر روی رفتار انسان دارد وانگیزه درواقع عاملی است که محرک انسان به سوی هدف است این انگیزش اخلاقی می تواند تحت تاثیر عواملی مانند محیط اجتماعی،دوستان و همسالان،هوای نفس ،ترس از خداوند و...باشد و بالاترین انگیزه ی اخلاقی انسان قرب الهی و کسب رضایت او است که باعث می شود او به موانع راه توجهی نداشته باشد ومقصود وسعادت ابدی خود برسد.علمای اخلاق به این موضوع توجه ویژه ای داشته اند و بخش زیادی از آثار خود را به پاسخ به این سوال اختصاص داده اند که علت رفتار انسان چیست ؟و چه چیزی مشوق و برانگیزاننده او برای انجام دادن کارهایش است؟که در این پژوهش روش تحقیق توصیفی- تحلیلی با استناد به منابع کتابخانهای و برگرفته از کلام امیرالمؤمنین در نهج البلاغه است. ابتدا توضیح مختصری درباره این واژگان کلیدی مانند انگیزش واخلاق ذکر می گردد و سپس به بررسی عوامل وموانع انگیزش اخلاقی ازجمله خویشاوندان،ترس از خداوند،شناخت خدا،اهداف وغایات ودینداری وتقوی و... می پردازیم.
-
نقد و بررسی نظریه دوستی ازنظر ارسطو با استفاده از آموزه های امام علی (ع) در نهج البلاغه
2024دوستی به عنوان مهم ترین رکن ارتباط انسانی است و رابطه ای بر پایه محبت و صمیمیت است در طول تاریخ کسی بدون دوستی و تعامل با دیگران وجود ندارد و ارتباط و کنش خاص دوستی در رابطه با دیگران ممکن و شدنی است و ارسطو یک فیلسوف و متفکر دیدگاهش درباره دوستی این است که شخص به کمال رسیده نیز به دوستی برای رسیدن به کمال نیاز دارد از نظر امام علی(ع) نیز دوستی و محبت انسان بسیار حائز اهمیت است و درباره آن شرایط و حدود و آداب آن بحث و بررسی کرده است در این پژوهش به دنبال یافتن این سؤالات هستیم که دوستی را از نظر ارسطو بسنجیم و بعد به تبیین و بررسی آن در کلام امام عی(ع) در نهج البلاغه بپردازیم همچنین این که بدانیم که 1- شرایط و آداب دوستی از منظر امام علی (ع) چگونه است؟ 2-کدام یک از آداب و شرایط دوستی ازنظر ارسطو مورد تأیید امام علی (ع) است؟ 3- وجه امتیازنظر امام علی (ع) نسبت به دیدگاه ارسطو چیست؟ 4- نهی شده های دوستی از منظر امام علی (ع) و ارسطو کدم اند؟ در نظرات طرفین همخوانی و ناهمخوانی هایی درباره دوستی وجود دارد که نتایج حاکی از آن است که ازجمله اشتراکات نظر ارسطو و امام علی (ع) درباره دوستی این است که هر دو در این که منشأ دوستی نیکی است و سنخیت مثل هم بودن ازلحاظ ظاهری و اخلاقی اشتراک نظر دارند و ازجمله افتراقات و امتیازات نظر امام علی (ع) درباره نظریه دوستی ارسطو این است که خدامحوری امیرمؤمنان (ع) موجب شده است که شرط دوستی ازنظر ایشان تقرّب به خدای متعال باشد و هر امری که مانع از این هدف باشد ازنظر او ناپسند است. دیدگاه ارسطو درباره دوستی تا حدود زیادی تأییدات امیرمؤمنان (ع) را به دنبال دارد، ولی در مواردی ارسطو دوستی های افراطی را تأیید و قوام بخش جامعه و بی نیاز کننده آن از عدالت معرفی می کند، اما امام (ع) رعایت اعتدال در دوستی را اولی می داند. ازنظر ایشان جامعه، به عدالت پیش و بیش از دوستی نیاز دارد؛ زیرا مدنیت طبعی انسان که ارسطو بر آن تأکید، با دیدگاه امام (ع) مبنی بر مدنیت عقلی و تأله فطری متفاوت است. ارسطو دوستی را منحصر به دوستی بین انسان ها می داند، اما امام علی (ع) دوستی انسانی را مقدمه ای برای دوستی حضرت باری تعالی معرفی می کند.
-
روش های پیشگیری و اصلاح انحرافات اخلاقی و اجتماعی در آموزه های امیرمومنان (علیه السلام)
2023ادیان و دستورات الهی، راهی برای هدایت جامعه به سوی خوبی ها و عمق بخشی به فضایل اخلاقی است. اگر جامعه بر پایه این آموزه ها تربیت شود، مسیری روشن به سوی کمال و سعادت فردی و اجتماعی گشوده خواهد شد. همین فرآیند برای رفتارهای فردی قابل پی جویی است. با این نگاه، می توان ترسیمی از فرد، خانواده و جامعه ی متعالی ارائه داد. پیداست که حرکت در مسیر رشد و سعادت، همواره با موفقیّت کامل همراه نبوده است، زیرا انحرافات و رذایل اخلاقی، پیمایش مسیر حق و دست یابی به کمال را تهدید می کنند. چنان که سقوط اخلاقی و اضمحلال فردی و اجتماعی را به دنبال داشته اند. رشد، بالندگی و پیمودن مسیر سعادت، در گرو پیشگیری و زدودن موانع و انحرافات در ساحت های گوناگون است. پیشگیری و مهار رذائل اخلاقی و قرار دادن جامعه در مسیر صحیح، وظیفه ذاتی ادیان و رهبران الهی و مصلحان اجتماعی است. این مهم، زمانی به نتیجه مطلوب خواهد رسید که خردمندانه و عالمانه صورت گرفته، تا به نتایجی ملموس و روشن منتهی شود. ضرورت، روش و الزامات مبارزه با انحرافات اخلاقی و اجتماعی در متون و آموزه های اسلامی به چشم می خورد. در همین راستا، اندیشه، گفتار و رفتار امام علی امیرمؤمنان (علیه السلام)، به دلیل قرار گرفتن ایشان در رأس مدیریت جامعه و تنش های خاص اجتماعی آن دوران، از اهمیّت به سزایی برخوردار است. بررسی وضعیت جامعه اسلامی در عصر امیرمؤمنان(علیه السلام)، نشان از وجود کج روی ها و انحرافات اخلافی و اجتماعی گوناگون دارد. مطالعه این برهه از تاریخ و بررسی گفتار و رفتار امام(علیه السلام) در مواجهه با این مسائل، افق های جدیدی را پیرامون موضوع گشوده و نظام واره ای از روش های پیشگیری، مهار و اصلاح انحرافات اجتماعی، به جامعه بشری عرضه خواهد کرد. پژوهش حاضر، ضمن بهره گیری از شیوه تحلیلی–توصیفی و با استناد به منابع و متون کتابخانه ای، با هدف «استخراج و تدوین روش های پیشگیری و اصلاح انحرافات اخلاقی و اجتماعی در آموزه های امیرمومنان (علیه السلام)» سامان یافته است. پی جویی ها نشان داد که امام (علیه السلام)، «دنیاطلبی و تجمل-گرایی ؛ پیروی نکردن از رهبری جامعه ؛ ولایت ناپذیری از رهبر عادل ؛ ریاست طلبی ؛ قدرت-طلبی ؛ تملّق و چاپلوسی و...» را به عنوان مصادیقی از انحرافات اخلاقی و اجتماعی بیان می-دارد. این مصادیق، پیامدهایی مانند «کم اهمیّت شدن حق و ارزش
-
تجلی پایبندی به مبانی اخلاق اسلامی در بیان و سیره عملی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری با تأکید بر عملکرد سیاسی
2021امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری هر دو پایبند به مبانی اخلاق اسلامی بوده اند و مولفه های اخلاق اسلامی را در بیانات و سیره عملی (حکومت داری) خویش محقق ساخته اند. عملکرد سیاسی این دو بزرگوار در برخورد با دشمنان داخلی و خارجی و حلم و مدارای ایشان و همچنین تأکیدی که هر دو بر عمل به قانون داشته اند از شاخصه های اصلی اخلاق سیاسی ایشان بشمار می رود. اگر استثنائاتی هم در این حوزه دیده می شود برگرفته از اصل قرآنی «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» می باشد و اخلاق سیاسی امام خمینی(ره) در دو بازه زمانی قبل و بعد از انقلاب تجلّی یافته است، تقابل و تلاش در راستای لغو کاپیتولاسیون را به عنوان اقدامات قبل انقلاب امام خمینی (ره) می توان نام برد، و بعد از انقلاب ناظر به عملکردهای امام خمینی(ره) در خصوص ساده زیستی،عدالت محوری،ظلم ستیزی نحوه تقابل ایشان با منافقین و مجاهدین خلق و دلایل سیاسی ایشان در پذیرفتن قطعنامه 598، دیگر ویژگی های اخلاقی ایشان به عنوان فضائل اخلاقی نام برد. ومبانی اخلاق سیاسی مقام معظم رهبری که در نحوه اعتقاد به وحدت کشورهای مسلمان، قدر دانی وحمایت از مسئولین؛ دفاع از مظلوم در مقابل ظالم،و اخلاق فردی ایشان تجلّی یافته است. نتیجه اینکه عدول از اصول اخلاق اسلامی در سیره هیچ یک از این دو بزرگوار دیده نمی شودو سیره ایشان در مواجهه با دوست و دشمن کاملاً منطبق با موازین اخلاقی و شرعی بوده است.
-
حاکمیت از دیدگاه جریان های سلفی تکفیری (با تاکید بر جریان سلفی جهادی)
2018چکـیـــده سلف در لغت به معنای «پیشینیان» و در اصطلاح، یعنی جریان هایی که در تمسک به دین اسلام خود را پیرو سلف صالح می-دانند و در اعمال، رفتار و اعتقادات خود مدعی تبعیت از پیامبراسلام(ص) صحابه و تابعین هستند. پیشینه تاریخی این جریان ها به افکاراحمدبن حنبل، ابن تیمیه، محمدبن عبدالوهاب و در یک قرن اخیر به سیدقطب بازمی گردد. جریانات سلفی دارای گروه-های مختلفی هستند: 1ـ سلفی وهابی، پیروان محمد بن عبدالوهاب. اینها مدعی گسترش توحید و مبارزه با بدعت و شرک در میان جوامع اسلامی هستند. این ها با برداشت غلطی که از توحید دارند، اکثر اعمال مسلمان ها مانند: زیارت قبور، توسل، شفاعت، نذر به ارواح اولیاء را مصداق شرک تلقی می کنند. و کسی که این اعمال را انجام بدهد، مشرک و محدور الدم می دانند. 2ـ سلفی دیوبندیه. این گروه، در قرن دوازدهم هجری به دست شماری از علمای حنفی در شبه قاره هند بر مبنای تفکر شاه ولی الله دهلوی در روستای دیوبند بوجود آمدند. دیوبندی ها، از قرن دوازدهم به بعد در برخی مسائل تحت تاثیر افکار ابن تیمیه قرار گرفتند و در نتیجه عزاداری، بنای بر قبور را بدعت و استغاثه و نذر به ارواح اولیاء را شرک قلمداد می کنند و به تکفیر و قتل سایر مسلمانها می پردازند. 3ـ سلفی اخوانی، گسترده ترین تشکیلات سیاسی، مذهبی اهل سنت، که با هدف احیای دوران سلف صالح و ایجاد خلافت اسلامی در سال 1928م توسط حسن البنا در مصر تاسیس شد. 4ـ سلفی جهادی، یعنی جریانی که با تاسی به افکار سید قطب، تنها راه رسیدن به خلافت و بازگشت به دوران خلافت خلفاء راشدین را «جهاد» می دانند. در موضوع «حاکمیت» مهمترین مسئله، موضوع مشروعیت و حقانیت است. بدین معنی که فرد یا گروهی با چه مبنایی حق حکومت، فرمانروایی و صدور دستورات الزام آور دارند؟ و مردم با چه معیاری وظیفه اطاعت و پیروی از این فرامین را دارند؟. سلفی های جهادی، الگوی حکومتی خود را از خلفای راشدین، اموی و عباسی اقتباس نموده و بهترین مدل حکومتی را، نظام خلافت معرفی کرده اند.آنها از یک سو، مشروعیت قدرت خلیفه را از طریق شورا و انتخاب اهل حل و عقد دانسته اند. شورایی که هرگز به عموم مردم تعمیم داده نمی شود و صرفاً از میان مجاهدین همسو، به عنوان شورای فقهی خواهند بود. و از سوی دیگر«قهر و غلبه» را نیز یکی دیگر از راه های مشروعیت نظام خلافت می دانند. نظام خلافتی که از قدرت مط